همین شباهت شلمچه به کربلاست که در هر گوشه و کنار ان فرد یا جمعی را می بینیم که با تضرع بر خاک نشسته اند و زیارت عاشورا زمزمه می کنند ((  اسلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک جمیع سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و نهار.)) حال و هوای شلمچه حال و هوای غریبی است به خصوص هنگام غروب که تو را به کربلای سال 60 هجری با خود می برد . غروب شلمچه حکایتی دیگر دارد حکایتی که راز سرخ بودن خاکش را بازگو می کند حکایت سرخ ترین پروازها به اوج؛ به بلند ترین اسمان ها. غروب شلمچه دل تنگی هایش را بیشتر نمایان می کند شلمچه دل تنگ شهدای کربلای 5 است ؛ دل تنگ شب های کربلای 8 و رمضان ، دل تنگ شهدای بیت المقدس 7 . شلمچه در فراق شهدا و بسیجی هایی که روزی در معرکه اش محشر به پا کرده بودند دل تنگ است. غروب شلمچه فرصت مغتنم تری برای  نجواها و راز و نیاز هاست.

 

شلمچه دل تنگ است.